ابراهيم اصلاح عربانى
563
كتاب گيلان ( فارسى )
فصل پانزدهم شاعران پارسىگوى گيلان مقدمه سرزمين سرسبز و سرفراز گيلان ، به روزگاران ، شاعران نامدار و بزرگ نيز در دامان خود پرورده است كه شعرهاشان به آثار شاعران نامآور ايران ، پهلو مىزند و مىتوان با سربلندى از حزين لاهيجى ، سيد شرفشاه دولايى ، فياض ، اسيرى ، اديب دلاور ، خان احمد لاهيجى ، مخفى رشتى ، حكيم صبورى و ديگر گويندگان نازكانديش ، نام برد . طراوت هوا و سخاوت زمين ، سرفرازى كوه و سرزندگى دريا ، نعمت پندار و گفتار نيك را به مردم گيلان ارزانى داشته است و در اين گذرگاه زمان و در اين چشمانداز دلفريب و بيكران است كه بسيارى از گويندگان و متفكران از اين سرزمين برخاستهاند و نام گيلان را تا دوردستهاى ايران ، بلندآوازه كردهاند . * گيلان ، در مبارزات اجتماعى ، همواره پرچمدار و در مشروطه نيز ، « اردوى شمال » در « فتح تهران » پيشگام بود . جنبش مردم انقلابى ، هرچند « قاجار » را سرنگون كرد ؛ اما دگرگون نكرد و انقلاب نيز « خوش درخشيد ولى دولت مستعجل بود » ! و فرزندان انقلاب آنگاه از نيرنگ نوكران شاه آگاه شدند كه كار از كار گذشته بود ! * با قتل ، ناصر الدين شاه ، كورسوى چراغ آخرين شاعران دربارى نيز خاموش شد و در دورهء كوتاه پادشاهى مظفر الدين شاه ، نهتنها اين چراغ دگربار روشن نشد ؛ بلكه گويندگان آن دوره ، يا با آزاديخواهان همصدا شدند و به انقلاب پيوستند و يا در گوشهء خاموشى و تنهائى نشستند . بازماندگان شاعران نامدار اين دوره ؛ صفاى اصفهانى : در اواخر عمر به سبب افراط در استعمال